رفتن به محتوای اصلی
Loomi
واژگان

۱۰۰ فعل عبارتی پرکاربرد در دیالوگ‌های روزمره

۳ مرداد ۱۴۰۵ · ۱۰ دقیقه مطالعه
cover — 16:9

یک جمله می‌شنوی: "I'll look into it." هر سه کلمه‌اش را می‌دانی — look، into، it — اما معنی کل عبارت هیچ ربطی به «نگاه‌کردن به داخل چیزی» ندارد؛ یعنی «بررسی می‌کنم». این همان لحظه‌ای است که خیلی از زبان‌آموزها گیج می‌شوند: کلمه‌ها آشنا هستند، اما معنی با هم چیز دیگری می‌شود.

این‌ها phrasal verbs (فعل‌های عبارتی) نام دارند — فعل به‌علاوهٔ یک حرف اضافه یا قید که با هم یک معنای تازه می‌سازند. بخش بزرگی از مکالمهٔ روزمرهٔ انگلیسی روی همین فعل‌های عبارتی می‌چرخد، نه روی فعل‌های رسمی و کتابی. در این مقاله فهرستی از پرکاربردترین‌هایشان را می‌بینی، همراه با توضیح چرایی اهمیتشان، و در آخر چند راه عملی برای یادگیری واقعی‌شان.

چرا فعل‌های عبارتی این‌قدر مهم‌اند

در بسیاری از موارد، برای هر فعل عبارتی یک معادل رسمی‌تر و تک‌کلمه‌ای هم وجود دارد — مثلاً investigate به‌جای look into. اما در گفتار روزمره، بومی‌زبان‌ها تقریباً همیشه فعل عبارتی را ترجیح می‌دهند، چون طبیعی‌تر و کم‌رسمی‌تر است. اگر فقط فعل‌های رسمی را یاد بگیری، حرف‌زدنت درست اما غیرطبیعی به نظر می‌رسد؛ شبیه کسی که کتابی صحبت می‌کند.

فهرست فعل‌های عبارتی

فعل عبارتی معنی فارسی جملهٔ نمونه
get up بیدار شدن، بلند شدن I get up at seven.
wake up از خواب بیدار شدن Wake up, we're late!
give up تسلیم شدن Don't give up now.
look for دنبال چیزی گشتن I'm looking for my keys.
look into بررسی کردن I'll look into it.
look after مراقبت کردن Can you look after him?
look forward to منتظر چیزی بودن با اشتیاق I look forward to seeing you.
find out فهمیدن I need to find out why.
figure out فهمیدن، حل کردن Let's figure it out together.
work out حل شدن، ورزش کردن It'll work out fine.
turn out نتیجه‌اش این شدن که It turned out great.
carry on ادامه دادن Please carry on.
carry out انجام دادن We carried out the plan.
put off به تعویق انداختن Don't put it off.
put up with تحمل کردن I can't put up with this.
take off برخاستن، درآوردن (لباس) The plane took off.
take over به دست گرفتن، جایگزین شدن She took over the project.
take back پس گرفتن I take back what I said.
bring up مطرح کردن، بزرگ کردن Don't bring that up again.
bring back برگرداندن It brings back memories.
break down خراب شدن، فرو ریختن The car broke down.
break up جدا شدن (رابطه) They broke up last week.
break out آغاز شدن (ناگهانی) A fight broke out.
come across برخوردن به چیزی I came across an old photo.
come up with ایده‌ای پیدا کردن She came up with a plan.
come over به دیدن کسی رفتن Come over tonight.
show up ظاهر شدن، آمدن He never showed up.
show off خودنمایی کردن Stop showing off.
go on ادامه دادن، اتفاق افتادن What's going on?
go over مرور کردن Let's go over the plan.
go through تجربه کردن، بررسی کردن She's going through a hard time.
get along با هم کنار آمدن We get along really well.
get over فراموش کردن، بهبود یافتن I need to get over it.
get through پشت سر گذاشتن We'll get through this.
get away فرار کردن، دور شدن Let's get away for the weekend.
get back برگشتن I'll get back to you soon.
pick up برداشتن، سوار کردن I'll pick you up at six.
pick out انتخاب کردن Pick out what you like.
set up راه‌اندازی کردن We set up the meeting.
set off راه افتادن We set off early.
run into تصادفاً دیدن کسی I ran into an old friend.
run out of تمام شدن چیزی We ran out of coffee.
run away فرار کردن She ran away from home.
hang out وقت گذراندن Let's hang out this weekend.
hang on صبر کردن Hang on a second.
hold on صبر کردن Hold on, I'm coming.
hold up نگه داشتن، به تأخیر انداختن Sorry, I got held up.
hold off به تعویق انداختن Let's hold off on that.
check in ورود ثبت کردن We checked in at the hotel.
check out حساب کردن، بررسی کردن Check this out.
point out اشاره کردن He pointed out the mistake.
back off عقب‌نشینی کردن Just back off, please.
back up پشتیبانی کردن، ذخیره کردن Always back up your files.
back down کوتاه آمدن He refused to back down.
calm down آرام شدن Calm down, it's okay.
cheer up خوشحال شدن Cheer up, it'll be fine.
chill out آروم شدن Just chill out for a bit.
cut off قطع کردن The call got cut off.
cut down on کم کردن چیزی I'm cutting down on sugar.
deal with رسیدگی کردن I'll deal with it tomorrow.
drop by سر زدن Drop by anytime.
drop off رساندن کسی، جا گذاشتن I'll drop you off at home.
end up نهایتاً به جایی رسیدن We ended up staying home.
fall apart از هم پاشیدن Everything fell apart.
fall behind عقب افتادن Don't fall behind on this.
fall for عاشق شدن، فریب خوردن I totally fell for that joke.
fill in پر کردن Fill in the form.
fill out پر کردن (فرم) Please fill out this form.
get by سر کردن، دوام آوردن We manage to get by.
get in وارد شدن Get in the car.
get off پیاده شدن Get off at the next stop.
get on سوار شدن، پیشرفت کردن How are you getting on?
get out خارج شدن Get out of here.
give away بخشیدن، لو دادن Don't give away the secret.
give back پس دادن Give it back to me.
give in تسلیم شدن She finally gave in.
hand in تحویل دادن Hand in your homework.
hand out پخش کردن He handed out the papers.
head out راه افتادن We're heading out now.
keep up همراه شدن، عقب نماندن Try to keep up with us.
keep on ادامه دادن Keep on trying.
let down ناامید کردن Don't let me down.
let go رها کردن It's time to let go.
log in وارد سیستم شدن Log in with your email.
log out خارج شدن از سیستم Don't forget to log out.
make up آشتی کردن، ساختن (داستان) They made up after the fight.
make out متوجه شدن، تشخیص دادن I couldn't make out what he said.
move on ادامه دادن به زندگی It's time to move on.
pass away فوت کردن Her grandfather passed away.
pass out از حال رفتن He passed out from heat.
pull off موفق شدن در انجام کاری She pulled it off perfectly.
pull over کنار زدن (ماشین) Pull over here.
put away جمع کردن، سر جایش گذاشتن Put your toys away.
put on پوشیدن Put on your jacket.
put out خاموش کردن Put out the fire.
run over زیر گرفتن The car ran over a branch.
settle down آرام گرفتن، ساکن شدن It's time to settle down.
sort out حل کردن، مرتب کردن I need to sort this out.
stand out متمایز بودن Her work really stands out.
stand up for دفاع کردن از Stand up for yourself.
stick to پایبند ماندن به چیزی Stick to the plan.
think over خوب فکر کردن Think it over tonight.
throw away دور انداختن Throw that away, please.
try on امتحان کردن (لباس) Try on this shirt.
turn down رد کردن، کم کردن صدا She turned down the offer.
turn up ظاهر شدن، زیاد کردن (صدا) He finally turned up.
wear out فرسوده شدن، خسته کردن These shoes wore out fast.
work on روی چیزی کار کردن I'm working on it.

چرا این فعل‌ها را باید در جمله یاد گرفت، نه تنها

بسیاری از این فعل‌های عبارتی، اگر بدون زمینه ببینی‌شان، عجیب و غیرمنطقی به نظر می‌رسند — چرا get باید همراه with معنی «کنار آمدن» بدهد؟ اما وقتی همین فعل را در یک صحنهٔ واقعی می‌شنوی، معنی‌اش طبیعی و قابل‌فهم می‌شود. این دقیقاً همان اصلی است که در بحث یادگیری زمینه‌محور دیدیم؛ فعل‌های عبارتی از آن دسته واژه‌هایی هستند که بیشترین سود را از دیدن در زمینهٔ واقعی می‌برند.

در عمل چه کار کنیم

  1. به‌جای حفظ فهرست بالا یک‌جا، هر بار که یکی از این فعل‌ها را در یک صحنه دیدی، همان‌جا معنی‌اش را یاد بگیر.
  2. برای هر فعل عبارتی، یک جمله دربارهٔ زندگی خودت بساز تا معنی‌اش با موقعیت واقعی گره بخورد.
  3. توجه کن که خیلی از این فعل‌ها معنی‌های متفاوتی در موقعیت‌های مختلف دارند؛ get up هم می‌تواند «بیدار شدن» باشد هم «بلند شدن».
  4. به‌جای فعل‌های رسمی مثل investigate، سعی کن در مکالمه از فعل عبارتی مثل look into استفاده کنی؛ طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.
  5. وقتی یک فعل عبارتی را در چند موقعیت مختلف دیدی، آن را در اولویت یادگیری بگذار.

سؤالات پرتکرار

چرا فعل‌های عبارتی این‌قدر سخت به نظر می‌رسند؟

چون معنی‌شان معمولاً از جمع معنی تک‌تک کلمات قابل‌حدس نیست. باید هر فعل عبارتی را به‌عنوان یک واحد کامل و جداگانه یاد گرفت، نه ترکیب دو کلمهٔ جدا.

آیا باید همهٔ این صد فعل را هم‌زمان حفظ کنم؟

نه. بهتر است هر بار چند فعل را که در محتوایی که می‌بینی تکرار می‌شوند، یاد بگیری، به‌جای حفظ فهرست کامل بدون زمینه.

چرا بعضی فعل‌های عبارتی چند معنی متفاوت دارند؟

چون همان ترکیب فعل و حرف اضافه، در موقعیت‌های مختلف معنی‌های متفاوتی پیدا می‌کند. تنها راه یادگیری این تفاوت‌ها، دیدن هر فعل در چند زمینهٔ مختلف است.

آیا فعل‌های رسمی هم باید یاد بگیرم؟

بله، برای نوشتار رسمی یا موقعیت‌های کاری مفیدند. اما برای مکالمهٔ روزمره، فعل‌های عبارتی معمولاً طبیعی‌تر و پرکاربردترند.

جمع‌بندی

فعل‌های عبارتی، ستون فقرات مکالمهٔ روزمرهٔ انگلیسی‌اند. یادگرفتن‌شان به‌تنهایی و بدون زمینه سخت است، اما دیدن‌شان در جمله‌های واقعی، معنی‌شان را طبیعی و قابل‌فهم می‌کند. اگر می‌خواهی حرف‌زدنت کمتر کتابی و بیشتر طبیعی به نظر برسد، همین فهرست نقطهٔ شروع خوبی است.

اگر می‌خواهی این فعل‌ها را در همان صحنه‌های واقعی‌شان ببینی، Loomi را نصب کن. پنج قسمت اول کاملاً رایگان است.

لومی
امشب اولین قسمتت را ببین
۵ فیلم رایگان، بدون نیاز به پرداخت. فقط شمارهٔ موبایل و یک کد پیامکی.
دریافت اپ